مراد على شمس
588
با علامه در الميزان ( فارسى )
تدريجى هم يك وجه غيرتدريجى دارند كه با آن وجه از حقتعالى صادر مىشوند . « 1 » س 574 - آيا اين مطلب صحيحى است كه برخى از دانشمندان گفتهاند كه : « خداى تعالى قبل از ايجاد عالم ، علم تفصيلى به اشياى عالم داشته ، . . . ناگزير بايد گفت موجودات عالم قبل از وجود ، يك نحوه ثبوتى داشتهاند كه علم خدا به آنها تعلّق گرفته ، و نيز در همان ثبوت مصالح ، و استعدادهايى براى خير و شرّ داشتهاند ، و خدا آنها را دانسته و به مقتضاى آن مصالح ، به عالم هستى بخشيده . » ؟ ج - [ خير ، ] مطلبى است نادرست ؛ براى اينكه : اولا : اين فرضيه مبنى بر اين است كه علم تفصيلى خدا به اشياء قبل از ايجاد آنها علم حصولى باشد ، يعنى مانند علم نقشهبردارى ذهن از خارج باشد ، و اين خود در جاى خودش ابطال شده ، و ثابت شده كه علم خدا به اشياء علم حضورى است ، و در علم حضورى احتياج نيست به اينكه معلوم قبل از علم وجود داشته باشد بلكه امر در علم حضورى به عكس است ، بايد علم قبل از معلوم وجود داشته باشد . ثانيا اينكه : اصل اين حرف قابل تصور نيست ، براى اينكه ثبوت قبل از وجود معنا ندارد ، چون وجود مساوى با شيئيّت است ، پس چيزىكه وجود ندارد شيئيّت ندارد و هرچيزىكه شيئيّت ندارد ثبوت ندارد . و امّا ثالثا اينكه : اثبات استعداد در آن عالم به فرضى كه تصور شود ، مستلزم اثبات فعليتى در مقابل آن است ، چون استعداد بدون فعليت باز تصور
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 394 .